دل نوشته‌سنگ‌قبرها+عکس

یکی از مواردی که هنگام مراجعه به آرامگاه ها یا قبرستان ها نظر افراد را به خود جلب میکند اشعار و عباراتی است که بر روی سنگ قبر اموات حک شده است.

 همه ی ما یک روزی خواسته یا ناخواسته باید برویم.اما سکوت اون زیر رو با نوشته های روی سنگ قبر میشکنیم.بعضیا دوست دارن وقتی میمیرن به غیر از اسمشون تاریخ تولد و مرگشون یه چیزی روی سنگ قبرشون بنویسند.خارجیا به این نوشته که معمولا حکیمانه و پند آموزه میگن:اپیتاف.

 

اما ایرانیهای خودمون تو این مقوله صاحب ذوق وخلاقیت هستند یعنی بودن.چون تقریبا همه کسانی که روی سنگ قبرشون چیزی نوشتن مردند..

 

 شاید بارها گذرتان به قبرستان ها افتاده باشد و وقتی پا به آنجا می گذاریم تا چشم کار می کند دل نوشته های غمگینی است که بر روی سنگ قبرها نوشته شده است یکی برای پدر ، یکی برای مادر ، یکی برای غم از دست دادن جگر گوشه و...

 

 همه از مواردی است که هنگام مراجعه به آرامگاه ها یا قبرستان ها نظر هارا به خود جلب میکند اشعار و عباراتی است که بر روی سنگ قبر اموات حک شده است.

 

کم تر کسی را می یابیم که به قبرستان ها نرفته باشد و بگوید که هرگز قبری را ندیده است که روی آن بیت شعر یا عبارتی (معمولاً از دیدگاه ادبی) نوشته نشده باشد.

 

.یکی از مهمترین پدیده‌هایی که در زندگی انسان رخ می‌دهد، مرگ است. مرگ حادثه‌ای است که در زندگی همگان جریان می‌یابد و همه طعم آن را خواهند چشید.

 

بخش قابل توجهی از آیات کریمه قرآن شریف، درباره مرگ و سفر پس از مرگ است که انسان را به سوی بهتر زیستن و بهتر مردن برمی‌انگیزد و از این راه، وعده زندگی برتر را در سرای جاوید برای ایشان عملی می سازد

 

گذشته از مرگ خود آدمی، در دوره عمر او، مرگ عزیزان، دوستان و دیگران هم برای او رخ می‌دهد، گذشته از مسایل عاطفی که در این باره پیش می‌آید، نخستین چیزی که پس از مرگ یک فرد باید درباره او به انجام رساند، مراسم غسل و کفن و دفن است. پس از آن که مرده‌ای را با رعایت حدود شرعی دفن می‌کنند و به خاک می‌سپارند، بسته به آداب و رسوم هر گروه و سرزمین، به منظور نشان‌دار بودن و باقی ماندن مکان دفن او، بر روی قبرش نشانه‌هایی می‌گذارند، این نشانه‌ها از ساده‌ترین شکل؛ یعنی برجسته‌سازی قبر و گذاردن سنگ و چوبی برای نشان، آغاز شده است و به ساختن قبرهای بزرگ و مقبره‌های آنچنانی با تزئینات و سنگ قبرهای گران‌قیمت می‌رسد

 

 

Posted by sad but informative heart of tombstones

این نشان‌دار کردن قبرها و ساختن بنا و سازه‌هایی با اشکال مختلف بر روی آن، همگی به خاطر شناسایی صاحبان قبر و ترغیب و آسان سازی حضور بستگان و دیگر مؤمنان در کنار قبرها و قرائت فاتحه و دعا و درخواست آمرزش برای مردگان است. آنچه در روایات اسلامی و کتاب‌های دعا به عنوان زیارت اهل قبور و حضور در مزارها مطرح شده، از همین باب است

 

اما آنچه که در بیشتر قبرها، از سده‌های پیشین تاکنون مشترک است، وجود سنگ قبری است که مشخصات فرد داخل قبر (نام و نام خانوادگی، نام پدر، سال ولادت و وفات و…) را روی آن می‌نویسند

 

افزون بر اطلاعات شخصی قبرها، بر روی سنگ قبرها و گاه در اطراف و در و دیوار مقبره‌ها، مطالب دیگری نگاشته می‌شود. این نوشته‌ها، شامل شعرها، احادیث، حکمت‌ها و آیه‌های شریفه قرآنی می‌باشد. محتوای این نوشته‌ها نیز معمولا درباره مرگ، زندگی ناپایدار، حیات ابدی اخروی، پند و اندرز و مطالبی از این دست است

 

گاه بخشی از وصیت عمومی صاحب قبر یا زبان حال او را برای طلب آمرزش و درخواست فاتحه را نیز بر سنگ قبر نقش می‌کنند

 

بخش مهم و قابل توجهی از نوشته‌های مزارها و قبرهای مسلمانان، به ویژه در ایران، آیات قرآنی  اشعار غمگنی در وصف فرد فوت شده است  که بر روی سنگ‌ها حکاکی می‌شود، یا با خط خوش بر روی دیوار مزار نوشته می‌شود، بهره چندانی برای صاحبان گورها ندارد. جز این که فضای مقبره و روی سنگ‌ها با آیه‌ای از قرآن و خط‌های زیبا، آراسته می‌گردد.

 

این گونه می‌توان گفت که بهره بیشتر و بهتر، نصیب کسانی می‌شود که در کنار این قبرها حضور یافته و به زیارت اهل قبور می‌آیند، آنها با خواندن این آیه‌های قرآنی و نوشته‌های آموزنده و نورانی پند می‌گیرند و زندگی بهتری را در راستای رسیدن به زندگی برتر آخرتی ترسیم می‌نمایند.

 

شاید داستان زیر نمونه ای از نوشته های روی سنگ قبرها باشد:

 

روزی از روزها، هنگامی که اسکندر مقدونی در یکی از شهرهای ایران از گورستانی عبور می کرد از دیدن نوشته های روی سنگ قبرها به شدت متعجب شد.

پیرمردی را که آنجا بود مخاطب قرار داد و پرسید: "چرا در شهر شما همه مردم در سنین کودکی یا نوجوانی می میرند؟" و در همان حال به سنگ قبرها اشاره کرد که روی آنها نام فرد درگذشته و مدت زندگی او نقش بسته و همه عددها بین یک تا ده بود.

پیرمرد سری تکان داد و گفت: "رسم ما این است که به جای عمر طبیعی افراد، میزانی را که شخص در عمرش گناه نکرده به عنوان عمر واقعی و ارزشمند او حساب می کنیم. هر کسی در آخر عمرش، روزهایی را که مرتکب گناه نشده می شمرد و حساب می کند که چند سال می شود.

 اگر بطور مثال جمع همه روزهای بدون گناه دو سال شود، ما روی سنگ قبر او می نویسیم مدت زندگی دو سال."

اسکندر در اندیشه فرو رفت و از پیرمرد سئوال کرد: "اگر اسکندر در شهر شما بمیرد، روی سنگ قبر او چه خواهید نوشت؟"

آن مرد روشن ضمیر پاسخ داد روی سنگ قبر او می نویسیم: «اسکندر، مردی که هرگز زاده نشد

راستی فکر می‌کنید؛ اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟ لحظاتی فکرکنیم... بعد عمر خود را محاسبه کنیم.




تاریخ : جمعه 92/7/19 | 11:32 صبح | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر
چگونه تب را پایین بیاوریم؟

یک داروساز گفت: تب نشانه مبارزه بدن با عوامل بیماری‌زا است؛ این عوامل ممکن است ویروسی یا باکتری باشد. گرمای حاصل از تب مانع رشد این باکتری‌ها و ویروس‌ها می‌شود.

دکتر خیریه عبداله‌نژاد اظهار داشت: دمای طبیعی بدن انسان 37 درجه است و دمای بیشتر از 38 درجه تب به حساب می‌آید و اگر دمای بدن از 40 درجه بیشتر شود، تهدید بزرگی برای جان انسان است.

وی با بیان این که عملکرد آنزیم‌ها و سایر پروتیین‌ها در دمای بیشتر از 40 درجه دچار اختلال می‌شود، ادامه داد: دمای بدن در انسان توسط قسمتی از مغز به نام هیپوتالاموس کنترل می‌شود. هنگامی که یک عامل بیماری‌زا مانند ویروس یا میکروب وارد بدن می‌شود، برخی عوامل بیماری‌زا یا تب‌زا در بدن می‌شوند که در نتیجه از طریق هیپوتالاموس، تولید پروستاگلاندین افزایش پیدا می‌کند و در نهایت، پروستاگلاندین‌ها در فرایندی موجب افزایش دمای بدن افراد می‌شوند.

این داروساز افزود: داروهایی مانند استامینوفن یا داروهای ضدالتهاب غیراستروییدی مانند ایبوپروفن از طریق کم کردن پروستاگلاندین‌ها، دمای بدن را پایین آورند.

عبداله‌ نژاد گفت: به بیمارانی که تب دارند توصیه می‌شود مایعاتی مانند آب و سایر نوشیدنی‌ها را به اندازه زیاد مصرف کنند زیرا تب موجب تبخیر آب بدن می‌شود. همچنین تب موجب افزایش تپش قلب می‌شود که در افراد مسن و بیماران قلبی و عروقی موجب نگرانی می‌شود.

وی بیان کرد: افراد در هنگام تب از داروهایی مانند استامینوفن، ایبوپروفن و همچنین آسپرین برای پایین آوردن تب یا قطع آن استفاده کنند. علاوه بر آن، استفاده از لباس یا حوله مرطوب، پاشویه و حمام کردن با آب ولرم موجب کاهش دمای بدن می‌شود.

این داروساز درباره اهمیت حمام کردن با آب ولرم به خصوص برای نوزادان به منظور پایین آوردن تب، عنوان کرد: این روش برای نوزادان اهمیت زیادی دارد زیرا بهتر از مصرف دارو است.

وی ادامه داد: تعداد کمی از نوزادان (در حدود 2 تا 5 درصد) در اثر تب دچار تشنج می‌شوند. در صورتی که نوزاد تب کند، حتی اگر میزان تب ضعیف باشد، توصیه می‌شود به پزشک مراجعه شود.

عبداله‌ نژاد گفت: والدین در فاصله‌ای که هنوز نوزاد خود را به پزشک نبرده‌اند، بهتر است او را حمام کنند. دمای آب حمام باید 2 درجه از دمای بدن نوزاد خنک‌تر باشد.

وی افزود: همچنین مصرف استامینوفن برای جلوگیری از تشنج کودک و خوراندن مایعات و کم کردن لباس نوزاد توصیه می‌شود.




تاریخ : جمعه 92/7/19 | 11:28 صبح | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر

خدایا ای تنها پناه دلتنگی ام کمکم کن چندین وقت است از همه دل سردم می خواهم تنها باشم و زار

 زار فقط گریه کنم ، مدتها ست احساس میکنم  همه مرا فراموش کرده اند حتی تو ، تو هم مرا از یاد

 برده ای چونانکه بنده ای به این نام نداری ، خدایا  می خواهم خودم را در وجودم حبس کنم ، و از تو

می خواهم  امروزآخرین روز از  زندگی ام  باشد ، عاجزانه  می خواهم  مرا نزد خود بخوانی تا برای

همیشه آرامش یابم خدایا زندگی را دیگر نمی خواهم .




تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:30 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر

دیدم یه دختره  چسبون پوشیده                   روی سر شال باریکی کشیده

آستین های لباسش ورمالیده                         روی صورت دو کیلو چیز مالیده

رو دوشش کیف خوشرنگ دی ان جی             که میشد باش مد روز و بسنجی

یه جفت چکمه تا زیر زانو بود پاش                   مثل سربازهای ترک قزلباش

چشا شهلا، لبا قلوه، موها فر                          میداد با هر قدم باسن رو صد قر

خوش هیکل بود و هم خوش تیپ و زیبا            مث یک قو روی دریا فریبا

پسرها دنبالش صف میکشیدن                         واسه اول شدن سر می بریدن

 همونطوری که میبرد دل رو آسون                   گرفتش گشت ارشاد دور میدون

صدای بی شعور ول کن بلن شد                       آدم ها جمع شدن اوضاع خفن شد

خلاصه بردنش با زور تو ماشین                         به لطف مامورین احیا شدش دین

 




تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:29 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر
بهم چشمک زدی? خندیدی رفتی

تو قاپ قلبمو دزدیدی رفتی

 

منم چشمک زدم لبخند زدم پس

یهو چی شد? چرا پیچیدی رفتی

 

تو یک اخمت دلم رو زیر و رو کرد

به ریشم عاقبت خندیدی رفتی

  

دل و دادم دو دستی دستت اما

تو دل دل کرد دلت ? ترسیدی رفتی

 

پر از شبنم شد احساسم? با عشقت

دو تا نم زد بهت خیسیدی رفتی

  

 

برات تو باغ شب گل می کاریدم

 

گلی از باغ شب نچیدی رفتی

 




تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:28 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر

 

حجابت را رعایت? یا نکردی؟

ز اندامت صیانت? یا نکردی؟

دراین درگیریهای انتخابات

تو هم آیا شراکت?یا نکردی؟

زیادی تیز و سر بالاست آیا

عمل کردی دماغت? یا نکردی؟

چقد (ر) هم ناز و خوش رفتار هستی

تو دور از خود بکارت? یا نکردی؟

گذشت از نیمه شب جایی نداری؟

 نگاه اصلن به ساعت? یا نکردی؟

به این مامور ارشادت عزیزم

خریداری عنایت?یا نکردی؟

عروس خانه ما باش امشب

که من میگم جنایت? یا نکردی؟




تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:27 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر
تو از دینت صیانت کردی یا نه؟

 

خدایت را عبادت کردی یا نه؟

نمازی روزه ای خمس و زکاتی

عدالت را رعایت کردی یا نه؟

پدر خوبست و مادر مهربا ن است

به آن و این جسارت کردی یا نه؟

تو با یاران ما کردی تولی؟

ز گمراهان برائت کردی یا نه؟

کسی را امر بر معروف کردی

ز منکر نهی یارت کردی یا نه؟

 

آیا می دانید انسانها در روز قیامت به چه صورتهایی محشور میشوند؟

رسول خدا(ص) فرمودند: همه مردم (غیر اهل تقوا) در روز قیامت،برهنه محشور میشوند و خدای تعالی ده گروه از امت من را در روز قیامت از صفوف مسلمانان جدا می کند و قیافه هایشان را تغییر می دهند. این ده گروه عبارتند از:

 

1- سخن چینان (که به شکل میمون در می آیند.)



2- حرام خواران (که به شکل خوک در می آیند.)



3- ربا خواران (وارانه وارد محشر میشوند.)



4- حاکمان جو ر (کور به عرصه محشر می آیند.)



5- افراد خودخواه و خود پسند (گنگ و کر محشور میشوند.)



6- عالمان بی عمل (زبانشان را می جوند و چرک از دهانشان بیرون می آید.)



7- آزار دهندگان همسایه (با دست و پای بریده وارد میشوند.)



8- آنهایی که دوبهم زنی کرده اند (به شاخه ای از آتش آویزان می شوند.)



9- شهوت پیشگان و کسانی که خمس و زکات خود را نمی پردازند (با بویی بد تر از مردار وارد محشر میشوند.)



10- تکبر کنندگان (لباسهای آتشین بر آنها می پوشانند.)

 




تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:25 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر

 

هر کسی را طاقت بودن نیست . هرکسی را طاقت ماندن نیست.

 

چشمانم چیزی را نمی بیند
جز کور سویی از نورهایی محو که تلاش می کنند از لابه لای سیل اشک هایم به چشمم نفوذ کنند
لحظه ای درنگ می کنم تا آرام شوم
همه ی نَفَس های آنروز از مقابل چشمانم رژه می روند
چشمانت
لبخندت
مهربانی ات
آه که من چقدر تشنه ی بوسیدنت بودم
و دستانت را در آخرین لحظات در دست گرفتم
کاش آنها را به گرمی می فشردم
کاش تنگ در آغوشم می فشردمت
کاش می توانستم برای تمام روزهای تنهایی که پیش رو دارم
از تو توشه ای برگیرم
از مهرت
از بودنت
از شیرینی حضورت
کاش می دانستی که حضورت برای دل رنجورم چه غنیمت بی نظیری است
نمی خواهم و نمی توانم تمام دردهای دلم را برایت باز گویم ....


باز من و پنجره ی بسته و صدای موزیک
و پرواز به خاطرات شیرین دیدار 
آنروز را قاب می کنم
و بر دیوار دلم برای همیشه نصب می کنم



تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:23 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر

اگر یار مرا دیدی به خلوت                   بگو ای بی‌وفا ای بیمروت

 
گریبانم ز دستت چاک چاکو             نخواهم دوخت تا روز قیامت

فلک در قصد آزارم چرائی               گلم گر نیستی خارم چرائی

 
ته که باری ز دوشم بر نداری          
میان بار سربارم چرایی




تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:19 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر
رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را   تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را
بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند   چون ناخن عروسان از هجر تو نگارا!
ای اهل شهر ازین پس من ترک خانه گفتم       کز ناله‌های زارم زحمت بود شما را
از عشق خوب رویان من دست شسته بودم   پایم به گل فرو شد در کوی تو قضا را
از نیکوان عالم کس نیست همسر تو   بر انبیای دیگر فضل است مصطفا را
در دور خوبی تو بی‌قیمتند خوبان   گل در رسید و لابد رونق بشد گیا را
ای مدعی که کردی فرهاد را ملامت   باری ببین و تن زن شیرین خوش لقا را
تا مبتلا نگردی گر عاقلی مدد کن   در کار عشق لیلی مجنون مبتلا را
ای عشق بس که کردی با عقل تنگ خویی   مسکین برفت و اینک بر تو گذاشت جا را
مجروح هجرت ای جان مرهم ز وصل خواهد   این است وجه درمان آن درد بی‌دوا را
من بنده‌ام تو شاهی با من هر آنچه خواهی   می‌کن، که بر رعیت حکم است پادشا را
گر کرده‌ام گناهی در ملک چون تو شاهی   حدم بزن ولیکن از حد مبر جفا را
از دهشت رقیبت دور است عاشق از تو   در کویت ای توانگر سگ می‌گزد گدا را



تاریخ : چهارشنبه 92/7/17 | 3:18 عصر | نویسنده : ناهید یوسفی | نظر

  • پست بای
  • کوفه
  • کارت شارژ همراه اول